تبلیغات
Moved to AftaBlog.com
جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : بد بینی

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.

نظرات()

جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : آقای برقیان

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.


نظرات()

جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : ببخشید

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.


نظرات()

جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : دوروبر خالی

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.


نظرات()

جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : ادامه ی قصه

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.


نظرات()

جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : شهر قصه

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.


نظرات()

جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : حمام رفتن

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.


نظرات()

جمعه 28 فروردین 1388

پست رمز دار : ذره بین

• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این پست رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این پست را وارد کنید.


نظرات()

جمعه 25 آبان 1386

شماره پیام کوتاه گوگوجی

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

چهsms بگین چه پیام كوتاه

چه messag بگین وچه پیامك

شماره گوگوجی اینه

30000225 

منتظر نظراتتون هستیم


|!--[continue]--|

نظرات()

جمعه 4 آبان 1386

پخش گوگوجی دو روز در هفته شد

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

از سه شنبه هشتم آبان ماه می تونین گوگوجی رو روزهای پنج شنبه هم ببینین .

سه شنبه ها و پنج شنبه ها شبکه دو ساعت ۱۰-۱۱


نظرات()

دوشنبه 15 مرداد 1386

عروسك پارچه ای از گابریل گارسیا ماركز

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این مطلب توسط بزرگواری به دستمون  رسید . حیفمون اومد شما نخونین

عروسك پارچه اى

داشتم كاغذهایم را بالا و پائین میكردم كه چشمم به این نوشته كوتاه از "گابریل گارسیا ماركز" افتاد كه چندى پیش به فارسى ترجمه كرده بودمش. امیدوارم در ترجمه موفق به حفظ لطافتى كه در متن اصلى این قطعه هست شده باشم.
عروسك پارچه‌ای می‌گوید:
اگر خدا برای یك لحظه یادش می‌رفت كه من یك عروسك پارچه‌ای هستم و به من یك ذره زندگی می‌بخشید احتمالا هرچه را كه به فكرم می‌رسید بر زبان نمی‌آوردم اما به هرچه می‌گفتم فكر می‌كردم.
هرچیز را نه به خاطر قیمتش كه به خاطر معنایش ارزش ‌گزاری می‌كردم.
كم می‌خوابیدم و بیشتر به رویا فرو می‌رفتم چون می‌دانم هر دقیقه كه چشمانمان را می‌بندیم
۶۰ ثانیه نور از دست می دهم .راه می‌افتادم وقتی دیگران توقف می‌كردند، بیدار می‌شدم وقتی دیگران در خواب بودند، گوش می‌كردم وقتی دیگران حرف می‌زدند همانطور كه از خوردن یك بستنی شكلاتی لذت می‌بردم.
اگر خدا یك ذره زندگی به من عطا می‌كرد ساده لباس می‌پوشیدم، دمر جلو آفتاب دراز می‌كشیدم، نه تنها تنم كه روحم را نیز عریان می‌كردم.
به بچه‌ها بال می‌دادم اما می‌گذاشتم خودشان پرواز را بیاموزند.
به سالخوردگان، به سالخوردگان خودم، می‌آموختم كه مرگ با پیری در نمی‌رسد بلكه با فراموشی می‌آید.
چقدر من از شما آدمها چیز آموخته‌ام …
آموخته‌ام كه همه مردم می‌خواهند بر فراز كوهها زندگی كنند بی‌آنكه بدانند خوشبختی واقعی در شیوة بالا رفتن از سربالایی نهفته است.
آموخته‌ام كه وقتی یك نوزاد تازه به دنیا آمده برای اولین بار انگشت پدرش را در دست كوچكش می‌فشارد او را برای همیشه گرفتار می‌كند.
آموخته‌ام كه یك انسان به انسانی دیگر تنها حق دارد از پایین نگاه كند وقتی از او كمك بخواهد كه بلندش كند.
خدای من، اگر من قلب می‌داشتم…
از نفرتم از یخ می‌نوشتم و آرزو می‌كردم خورشید در بیاید… با اشكم رُزها را آبیاری می‌كردم تا زخم خارها و بوسة گلبرگهایش را حس كنم.
خدای من، اگر یك ذره زندگی می‌داشتم…
یك روز نمی‌گذاشتم بگذرد بی‌آنكه به مردم بگویم عاشق عشق خودم به آنهایم.
من خیلی چیزهاست كه از شما آدمها یاد گرفته‌ام اما در واقع اینها كمكی به من نمی‌كنند چرا كه وقتی مرا ناخشنودانه در این چمدان بگذارند خواهم مرد.


نظرات()

سه شنبه 2 مرداد 1386

پخش برنامه عروسكی گوگوجی شروع شد

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

عروسك گوگوجی

        گوگوجی 

از دوم مرداد ماه

سه شنبه ها در برنامه خردسالانشبكه دو سیما ساعت ۱۰-۱۱ صبح 

خوشحال می شیم نظرتون رو بدونیم        

 


نظرات()

دوشنبه 3 اردیبهشت 1386

كارت تبریك

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

سال نو به همه مباركدرسته یه كم دیر شده ولی چه كنیم كار داشتیم . این هم كارت تبریك ما به مناسبت سال نو

نظرات()

شنبه 19 اسفند 1385

در باره ی خبرنامه

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

دوستان عزیزی كه می خوان از بروز شدن وبلاگ خبردار بشن لطف كنن آدرس ایمیلشون رو تو قسمت خبرنامه اضافه كنن. اینجوری بهتره .

نظرات()

شنبه 19 اسفند 1385

یه فضولی دیگه در باره ی نمایش عروسكی مكبث

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

اگه مطلب قبلی رو خوندین برای تغییر ذائقه هم شده یه سری هم به این صفحه بزنین . متاسفانه بعضی های دیگه هم قبلا نمایش عروسكی مكبث رو بدون اطلاع ما  اجرا كردن .

http://www.newvictory.org/show.m?showID=1007468


نظرات()

شنبه 19 اسفند 1385

در باره اپرای عروسكی مكبث

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

لطفا این مطلب را به نقل از سایت روزنامه سرمایه و خیلی سایت های خبری دیگه از زبان آقای غریب پور بخونین :

«در ایران هرگز نمایشنامه «مكبث» به طور كامل اجرا نشده است، ضمن این كه هرگز در جهان این نمایشنامه به صورت عروسكی اجرا نشده، اما از آن جا كه اثری با ظرفیت های بسیار بالاست، علاقه مند بودم آن را به صورت عروسكی اجرا كنم.»
حالا یه نیگاهی به عكس های این سایت از اجرای نمایش عروسكی مكبث توسط یك گروه از نمایشگران عروسكی استرالیا بندازین.

http://www.dreampuppets.com/mcbeth.html

قضاوت با خودتون.


نظرات()

شنبه 19 اسفند 1385

یه بهاریه ی کودکانه

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این بهاریه رو تقدیم میكنیم به همة اونایی كه هنوزم با اومدن بهارتو دلشون سفره هفت سین پهن می كنن به چه بزرگی.

داره از شهرمون میره     روزای قشنگ برفی    

 پاورچین میاد دوباره        روزای خوب بهاری

درمیاددوباره شب بو         توی گلدونای خالی    

دوباره می رقصه ماهی       توی تنگای بلوری

پهن می شه سفره هفت سین  توش پر ازنقل وشیرینی

سفره هفت سین جامی گیره    توی آواز قناری

توی چیك چیك یه ناودون   توی دلهای بهاری


نظرات()

شنبه 28 بهمن 1385

یه سلام دوباره

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

سلام خیلی دلمون میخواست بعد از مدتها كه میایم پیشتون یه مطلبی چیزی داشته باشیم كه دست خالی نباشیم خدارو شكر كه پیدا شد. این آدرس یه سایته كه یه عالم سایت از كشورهای مختلف دنیا در رابطه بانمایش عروسكی معرفی كرده . تو این سایت از كشور عزیزمون ایران فقط سایت انگلیسی ما معرفی شده . انشاءالله بیشتر بشه . اینم سایت مورد نظر:

http://perso.orange.fr/takey/Companies.htm


نظرات()

پنجشنبه 19 مرداد 1385

نامه ای به استاد جواد ذوالفقاری معاونت محترم هنری یازدهمین جشنواره نمایش عروسكی

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

 

 

دوستان عزیز متنی كه در زیر ملاحظه میكنین نامه ای است كه اینجانب به آقای ذوالفقاری نوشته ام فقط بابت قید نكردن بعضی از اسامی كه باعلامت ؟مشخص كردم .معذرت میخوام البته در متن اصلی اسامی رو آوردم كه مطمئنم دوستانی كه از نزدیك در جریان بازبینی های جشنواره هستند برایشان اسامی كاملا مشخص است .لطفا نظر خودتون رو در باره این نامه و همچنین مراحل انتخاب متون ونمایش های جشنواره بنویسین تا در این محل قرار بدم .با سپاس فراوان  

 بنام خدای زیبایی ها  

 

استاد عزیز ، جناب آقای ذوالفقاری!

 

 با سلام و عرض ادب و احترام

 

 اگر خاطر عزیزتان باشد  سال 1379كه به راهنمایی شما استاد گرانقدرم پایان نامه ام راارائه می دادم، به اینجانب پیشنهاد دادید كه در جشنواره بین المللی نمایش عروسكی شركت كنم ، آنروز به شما عرض كردم نمی خواهم به خاطر عجله دررساندن به جشنواره ، سطح كیفی كارم پایین بیاید كه مورد تشویق حضرتعالی برای این تصمیم قرار گرفتم. از آن سال تا امسال فرصتی پیش نیامد تا وارد این عرصه شوم . امسال بعداز سالها برای شركت در جشنواره نمایش عروسكی اقدام به شركت در این جشنواره كردم، در طول این مسیر چنان كه حضرت حافظ می فرمایند "كه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشكل ها" به مشكلات و شبهاتی رسیدم كه امیدوارم این اشكالات وشبهات به قلم شیوای شما عزیز برطرف گردد ،تا چون همیشه راهنمایی برایم گردد. شاید این شبهات برای دیگر عزیزان نیز پیش آمده باشد .

بعد از اعلام متن های پذیرفته شده ی جشنواره ، در جلسه ای كه باحضور آقایان جبلی وپاكدست و خانم ها مفید ومحبوب به عنوان اعضاء شورای برگزاری یازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسكی برگزار گردید ؛عنوان فرمودید  كه امسال برای قضاوت هرچه درست تر و صحیح تر، كارهای جشنواره به صورت كامل بازبینی خواهد شد و دوستان شركت كننده باید كارها را به صورت كامل آماده بازبینی كنند . البته دوستان اعلام كردند كه با توجه به ضیق وقت درصورت امكان چند صحنه را آماده كنند كه مورد موافقت قرار نگرفت . براساس همین تصمیم اینجانب با علم به اینكه زمان 20 روز برای آماده كردن یك كار به صورت كامل بسیار كم می باشد ، علیرغم اصرار عروسك گردانان گروه نمایشی ام كار را از نظر زمانی به صورت كامل برای بازبینی اجرا بردم . درروز بازبینی هم اعلام كردم كه این كار حدودا 40درصد كار من از نظر كیفی است . لازم به ذكر است كه  باتوجه به ضیغ وقت واینكه عروسك سازم درگیر كار دیگری بود ترجیح دادم باعروسك های تمرینی كار را اجرا ببرم . عروسك های تمرینی كه اگر چه هیچی نداشت ؛ اما قابلیت های كامل عروسك اجرایی را داشت به اضافه اینكه یك تكنیك جدید را برای سر عروسك هایم به دست آوردم كه در طول ساخت وسازهایم بیشترروی این تكنیك كار می كردم .

یكی از اعضاء محترم شورای بازبینی بعد ازتوضیحات اینجانب كه" تمام وسایل اجرایی كه می بینید تمرینی است" اعلام كردند كه بالاخره ما یه چیزی باید ببینیم یا نه ؟ كه به ایشان گفتم كه شما یك نمایش خواهید دید كه گویا زیاد به این قضیه علاقه ای نداشتند .

 حال كه نتایج باز بینی ها مشخص شده است خواهشمندم به این "افتاد مشكل ها" پاسخی بدهید تا "به می سجاده رنگین كنم" كه فرموده ی پیرمغان است.

۱)آقای ? در روز بازبینی كارها ، ماكت دكور و عروسك های ناتمامی را نشان می دهند وبه جای اجرای نمایش متن را روخوانی می كنند . اعضاء محترم بازبین چه چیزی را در كار ایشان دیدند كه تشخیص دادند این كار برای جشنواره كار خوبی خواهد شد؟ و آیا اگر قرار براین بود آیا نمی شد تمامی گروههاماكت دكوروعروسك هایشان را به جای اجرای نمایش به بازبینان محترم نشان دهند ؟

 

۲)آقای ? متنی را به جشنواره ارائه می دهند وبرای روز بازبینی متن دیگری را اجرا می كنند ـ آن هم فقط پنج دقیقه از نمایش را ـ اگر شورای انتخاب متون كاری را انتخاب كرده ، آیا بر اساس اسم ارائه دهنده متن بوده ویا خود متن ؟ آیا فكر نمی كنید كه با این رویه توهینی به كسانی شده كه متن هایشان به دلایلی پذیرفته نشده و هم چنین به اعضاء محترم شورای بازخوانی متون جشنواره . از طرف دیگر اعضاء محترم بازبین چه تصوری از پنج دقیقه نمایش داشته اند كه همان كار را هم پذیرفته اند لازم به ذكر است كه آقای? هم مانند من عروسك های اصلیش آماده نبوده ودكور هم نداشته اند.

 

۳)حضوراساتید وپیشكسوتان در یك جشنواره باعث رونق و اعتبار آن جشنواره خواهد بود این را چه كسی هست كه قبول نداشته باشد ؟ اگر سیاست جشنواره براین مهم بود آیا بهتر نبود از استادان و پیشكسوتان درخواست می كردید كه بدون ارائه متن و بازبینی كارهایشان، یك نمایش برای جشنواره آماده نمایند ؟ اینگونه هم حرمت این عزیزان بیشتر پاس داشته می شد وهم شبهه ای برای امثال اینجانب پیش نمی آمد كه بعضی از كارها از قبل پذیرفته شده اند اگر چه آماده ی بازبینی هم نباشند .

 

۴)خانم ? در روز بازبینی شان نمایشی را نشان می دهند كه به مدت 25 دقیقه ای كه دوستان من دیده بودند نه تنها عروسكی نداشته بلكه هیچ نشانه ای ازنمایش عروسكی هم در آن دیده نشده است ، چه چیزی اعضاء محترم بازبین را نسبت به این كار جلب كرده است ؟

 

  ۵)اگرقرار براین بوده كه همه تمام نمایش را برای بازبینی آماده كنند پس چرا دوستانی مانند خانم ها ? و? و.... فقط چند صحنه از نمایش را به بازبینان محترم نشان می دهند ؟ آیا فكر نمی كنید خیلی از دوستانی كه امروز نمایش هایشان پذیرفته نشده است ؛ اگر به جای تمرین كل نمایش زمان تمرینشان را اختصاص به ده یا پنج دقیقه نمایش می دادند ؛سطح كیفی كارشان بالاتر رفته و الآن جزء شركت كنندگان در جشنواره محسوب می شدند؟

 

۶)با علم به اینكه عزیزان بازبین با دقت هرچه تمامتر كارهارا بررسی كرده اند یك سؤال گوشه ذهن اینجانب را به خود اختصاص داده است آن هم اینكه از اعضاء محترم بازبین آیا كسی متوجه تكنیك ابدایی كه در عروسك های اجرایی ام بكار برده بودم ـ وبیشترین زمان ساخت وساز من را به خود اختصاص داد ـ شد یا خیر؟

 

 

 

   با سپاس فراوان

    شاگرد شما : جواد طالبــی

   19/5/1385


نظرات()

جمعه 26 خرداد 1385

علاقه مندان به نمایش عروسکی توجه توجه

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

کسانی که علاقه مند به عروسک گردانی هستن و تازه کارن وعلاقه به همکاری با گروه مارودارن لطفا به نشانی مایه ایمیل بزنن.

fojehpuppet@yahoo.com


نظرات()

سه شنبه 20 دی 1384

درباره اپرای رستم وسهراب

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

این مطالب رو از روزنامه دیروز همشهری به قلم سعیده امین وبا عنوان شب نشینی عروسك های شاهنامه در باره رستم وسهراب آوردیم. بخونین ونظر بدین .

اپرای عروسكی رستم و سهراب با كارگردانی بهروز غریب پور و لوریس چكناواریان روی پرده است .

 اپرای باشكوه عروسكی رستم وسهراب برگرفته از شاهنامه حكیم ابوالقاسم فردوسی توسط بهروز غریب پور روی پرده تالار فردوسی در حال اجراست. فضای تالار فردوسی سرد و تاریك است. چشم چشم را نمی بیند. قرار است فردوسی با آن ردای سفید و صورت تكیده و افتاده اش و با آن عمامه ای كه یك سرش را روی شانه اش می اندازد روی صحنه بیاید و آمد؛ درست شبیه تصاویر نقاشی كه در كتاب ها از فردوسی دیده بودیم و بعد رستم آمد با همان كلاهخود معروفش كه دوشاخ از دو طرف آن روییده بود. عروسك سازان اتریشی عجب هنرمندانی هستند. چه زیبا تصاویر اسطوره ای را در ذهن ما ایرانیان و در لابه لای ابیات شاهنامه دیده اند و چه هنرمندانه به آنها تجسم بخشیده اند. و صدای اولین بیت از اشعار فردوسی از زبان گروه كر اپرا: به نام خداوند جان و خرد كزین برتر اندیشه برنگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای تصورش هم دلپذیر است كه بتوان اشعار فردوسی را در قالب اپرا خواند. آن هم به آهنگسازی لوریس چكناواریان با گروه نوازندگان و خوانندگان ارمنستان. صحنه اول فردوسی در حال نوشتن داستان رستم و سهراب است. او در اندیشه آن است كه چگونه رستم-پهلوان نامدار- را به كاخ شاه سمنگان روانه كند كه ربودن رخش - اسب رستم - در ذهن او شكل می گیرد. پس ازآن به تولد كودكی فكرمی كند كه سرنوشتی تلخ وغمبار دارد. فرشتگان آورندگان این كودك هستند. صحنه دوم به شكرگزاری و نیایش فردوسی می گذرد با آن تك خوانی دلنواز خواننده ارمنی. صحنه سوم رستم در جست و جوی رخش به دربار شاه سمنگان وارد شده و برآشفته خواستار بازگرداندن اسب نازنین و بی همتایش می شود. گروه كر می خواند: كنون رزم سهراب و رستم شنو دگرها شنیدستی این هم شنو از لحن آوازها پیداست كه گروه كر ایرانی نیستند. غریب پور می گوید كه با اجازه چكناواریان قریب به یك ساعت و 10 دقیقه از موسیقی اصلی را كم كرده است تا با شرایط عروسكی تطبیق پیدا كند. نزدیك به 26سال است كه در ایران سنت اپرا به شكل واقعی خود اجرا نمی شود. خوانندگان اپرا به كشورهای مختلف به ویژه اروپا مهاجرت كرده اند به همین دلیل غریب پور به خوانندگان ارمنستان متوسل شد؛ استادان ارمنی دانشگاه ایروان همكاری زیادی با ما كردند. آنها فارسی را زیر نظر چكناواریان یاد گرفتند و بعد از تمرین مداوم روی متن شاهنامه در نهایت موسیقی و آواز گروه كر در آن كشور ضبط شد . از دقیقه اول اپرا تا لحظه آخر طنین اپرا با كیفیت بسیار بالا از بلندگوها پخش می شد اما به دلیل لهجه گروه كر درك اشعار فردوسی چندان آسان نبود. وقتی خوب دقت می كردی اشعار فردوسی كمی بامزه به نظر می رسید. واژه ها كش و قوس پیدا كرده بودند. صورت عروسك ها همراه با آواز تكان می خورد به طوری كه و به نظر می رسید عروسك ها اپرا را اجرا می كنند؛ این عروسك های 90 سانتی متری. وقتی عروسك های اپرا را می دیدی ناخودآگاه به تركیب عروسك های دارا وسارا می خندیدی باور كردنی نیست كه چند اتریشی كه شاید تا به حال در زندگی، یك ایرانی را ندیده اند این چنین هنرمندانه ظرافت ها، زیبایی ها و ویژگی چهره ایرانی را تجسم ببخشند. اولین عروسكی كه روی پرده آمد فردوسی بود با آن ردای سفید و شال كمرسفیدش شبیه مجسمه میدان فردوسی خودمان، باورتان نمی شود با آن مو نمی زد. فردوسی در یك قاب سراسر سیاه وسیع همانند عروسك های خیمه شب بازی با طمانینه قدم برمی داشت، انگار نه انگار كه توسط چند قطعه نخ تحرك پیدا می كند. چند لحظه بعد كه پرده پایین و بالا رفت رستم دستان كه از همه عروسك ها لااقل 70 سانتی متر بلندتر و درشت تر بود در حالی كه به شكل خنده داری نعلین هایش را به زمین چوبی تئاتر می كوفت، وارد صحنه شد. درست در آن صحنه كه رستم به دنبال رخش وارد بارگاه شاه سمنگان می شود. بعد از چند لحظه از رستم خشمگین و رجز خوان جز یك مرد آرام كه روی تخت نشسته و حركات موزون رقصندگان را تماشا می كند چیزی باقی نمانده است. نزدیك به 12 عروسك زن با لباس های زیبای ایرانی- همان ها كه زری دوزی شده و روی پارچه اش بته جقه نشسته- درحالی كه دستمال به دست به سبك زنان محلی آرام و موزون می رقصند. حركات این رقصندگان 90سانتی متری به قدری ایرانی است كه برای لحظاتی آدم را در همزاد پنداری با آنها به شور و هیجان وا می دارد. حركات هماهنگ است، می توان دست هایی كه نخ ها را بالا و پایین به این طرف و آن طرف می كشند را در ذهن مجسم كرد كه چگونه شكلی هماهنگ و موزون به خود می گیرند مثل خود رقصندگان. حدود یكصد عروسك جورواجور به جای هر یك از شخصیت های شاهنامه ساخته شده است. طرح اولیه عروسك ها توسط غریب پور ارائه شده است. ساویز فروغی به عنوان مشاور هنری ساخت عروسك ها به اتریش می رود تا ورنرهایرزر، كریستین هایرزر و جرالد كوبی چك، سازندگان عروسك ها را همراهی كند. از طرف دیگر مریم اقبالی و علی پاكدست نیز به وین می روند تا از تجارب گروه ماریونتن یاری گرفته و بازی دهندگی عروسك ها را یاد بگیرند. گروه ماریونتن تئاتر وین یكی از قدیمی ترین و بهترین گروه های تئاتر كشور اتریش است. حدود یكصد عروسك ساخت دست هنرمندان اتریشی به ایران انتقال یافته و به عنوان میراث فرهنگی ثبت شد. هر عروسك با 14 الی 17 نخ قابل حركت می شود. فرم چشم ها، رنگ چشم ها و موها، فرو رفتگی های چهره همه حكایت از ایرانی بودن دارد. بیشتر عروسك ها مرد هستند، اما اغلب بازی دهندگان زن هستند.15 بازی دهنده یك ساعت و نیم تمام ده ها عروسك را روی نخ می چرخانند، این می رود آن می آید یواش نخ ها به هم گیر نكنند . مونا مواظب باش همزمان با نور فردوسی را روی زانویش خم كنی . همایون چرا پرده را دیر كشیدی؟ . افسانه در حالی كه عروسك ها را در صحنه رژه جلو می برد یك بار نزدیك بود كه زمین بخورد، هنوز نمی داند او كیست، منتظر است تا در فرصت دیگر شكارش كند.تمام این 15نفر، تمام این لحظه ها را مدام می دوند روی ثانیه ها. هر اشتباه در یك آن یعنی شلیك خنده تماشاگران. در این سرمای سالن فردوسی عرق از سر و صورتشان می ریزد. هنوز بعد از سه هفته اجرا استرس بر كار حاكم است. استرس اجرا تمام شدنی نیست، این را برای همه بنویسید . در حالی كه غریب پور درست زیر صحنه تئاتر، آنجایی كه اگر بلند شوی حتما سرت به سقف می خورد، این حرف ها را می زند، 15 دختر و پسر جوان دوستانه دورش گرد آمده اند، همه با پوششی مشكی و شالی قرمز درست به رنگ شال قرمزی كه غریب پور روی گردنش انداخته است. هنگامه سازش، دستیار دوم كارگردان است. یك دفترچه یادداشت كوچك دستش گرفته و كنار بچه ها یكی یكی ایرادات اجرای قبلی را می گوید تا برطرف شود. اگر نور را در صحنه رقصنده ها كم كنیم، بهتر است . مونا كیانی فر از جوان ترین های گروه است، اما به خوبی از پس عروسك گردانی فردوسی برمی آید. كاملیا نوحی كار جاگذاری پرده را بر عهده دارد؛ او عادت كرده كه چند كار را با هم انجام دهد. مثل برق از پله ها بالا می رود تا به افسانه علامت بدهد. افسانه زمانی یكی از گردانندگان صحنه جنگ است. آنجا كه سربازان رژه می روند. بنفشه رقصنده اول را كمی زود داخل صحنه آوردی . بنفشه صمدی از سریع ترین عروسك گردانان است. دست هایش حركت دهنده زیباترین رقص های ایرانی است، دست هایش را بالا برده و روی هوا موج می دهد و می خندد. رویا مقیسه و سلما محسنی آرام تر از همه به توصیه های غریب پور گوش می دهند. جلیله هیبتیان چند تذكر به بچه ها می دهد. غزل اسكندرنژاد، مرجان احمدی و علی ابوالخیریان این بار كمی پر اشتباه بودند ببخشید ببخشید . وجدان محمد عاقبتی دستیار اول كارگردان بیدار می شود این دفعه تقصیر من بود، چون من در لحظه ای كه باید می آمد بالا علامت بدهم، ایستادم پای آیفون با آقای غریب هماهنگ شوم . محسن ایمانخانی كمی دیرتر از دیگران می آید. محسن دیركردی . هنگامه می خواهد كه نقاط قوت كار را بگوید فقط كه نباید ایرادات را شمرد. بنفشه در را بسیار آرام و خوب بست آفرین . غریب پور تندی پرید وسط: آقا چرا رستم، سهراب را آنقدر بد پرتاب كرد، انگار كه بشقاب پرت می كند و باز هم وجدان بیدار عاقبتی ببخشید تقصیر من بود، دست رستم گیر كرد به سهراب، امروز درستش می كنم . اینها فقط توصیف 10 دقیقه از تلاش گروه تئاتر عروسكی آران برای نمایش اپرای عروسكی رستم و سهراب بود؛ دغدغه های آمیخته با خنده و عذرخواهی های ناشی از تواضع. كار اصلی از سال قبل شروع شد؛ آن زمان كه كسی از 25 سال تلاش برای روی پرده بردن یك اسطورعه اصیل ایرانی خبر نداشت. همواره درتمام دنیا، تئاتر عروسكی محملی برای به تصویر كشاندن اسطوره ها، افسانه ها و قصه های ملل مختلف است. در زمانی كه پدیده سینما وجود نداشت، نمایش عروسكی در انواع ارزشمند خود سندی برای حفظ میراث فرهنگی ملی اقوام مختلف بوده است. در نمایش عروسكی سه هنر تئاتر، نمایش های عروسكی و موسیقی در یك همكاری هماهنگ قرار می گیرند. در شاهنامه فردوسی، سیماهای تراژیك نظیر ایرج و فردین، رستم و سهراب، سیاوش و فرنگیس، بیژن و فرود، جریره و اسفندیار، كتایون و رودابه و... وجود دارند، اما هیچ یك از آنها به اندازه رستم و سهراب و داستان تراژیك این دو پهلوان در میان مردم ما محبوبیت ندارد. در قهوه خانه های قدیم نقادان در نقل داستان رستم و سهراب به خود می بالیدند. طرز شیفتگی تهمینه، دختر پادشاه سمنگان بر رستم و به دنیا آمدن سهراب از تهمینه، جنگ میان پدر و فرزند؛ فرزندی كه به خیال خود برای بر تخت نشاندن پدر به ایران حمله كرده است، به روایت فردوسی از چنان زیبایی برخوردار است كه در كمتر تراژدی می توان نظیر آن را سراغ گرفت. بهروز غریب پور یكی از شیفتگان این داستان است یكی از دلایل انتخاب اپرای رستم و سهراب برای اجرای عروسكی از سابقه دیرین این داستان ها سرچشمه می گیرد. اما مهمتر از همه اثر جاودانه لوریس چكناواریان است كه با توانایی شگفت انگیز خود و با آفریدن این اپرا، دین خود را به مردم ایران ادا كرده و اثری در منتهای احساس و دردمندی خلق كرده است . اپرا همچنان روی صحنه است تا اسفند و بعد از ساخته شدن استودیوی سیار به كشورهای آسیایی و اروپایی خواهد رفت تا غنی ترین اسطوره های ایرانی را در دنیا به تصویر بكشد.


نظرات()

یکشنبه 18 دی 1384

درباره رستم وسهراب

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

     درباره رستم وسهراب:

 بالاخره بعد از چندین وقت بی وقتی یه وقتی گیراومد كه بریم اپرای نخی رستم وسهراب رو ببینیم .

سه شنبه سیزدهم دیماه هزارو سیصد و هشتاد و چهار

ودر یك شب سرد زمستانی

دیدیم و شنیدیم و بعد از كار، تا همین لحظه كه این نوشته رو می نویسم در باره اش صحبت كردیم . همینجا هم قید می كنم كه تمام مطالبی كه تو این قسمت می نویسم نظرات شخصی من یعنی جواد طالبی است.

      سال 1373 كه وارد دانشگاه شدم هیچ هدفی نداشتم غیر از اینكه دررشته بازیگری فعالیت كنم به غیر ازبازیگری به هیچ چیزدیگه ای فكر نمی كردم تا اینكه تو یكی از كتاب گردی های هرروزه در كتابفروشی های پایتخت كتابی رو دیدم با عنوان "نمایش عروسكی ،گام به گام" نوشته بهروز غریب پور بادیدن این كتاب ومخصوصا بخش نمایش عروسكی نخی یه جورایی به نمایش عروسكی علاقه مند شدم ، طوری كه با گذشت چندماه تصمیمم رو گرفتم كه حتما تو این رشته كارم رو ادامه بدم . عروسك هایی كه به خاطرشون به این راه افتاده بودم رو غیر از یك نمایش كلاسی، نه ساختم ونه در دست گرفتم . چون می ترسیدم كه از پسشون بر نیام. آخه كار كردن با عروسك نخی مشكله وتمرین زیادی میخواد. كاری كه اكثر ماها انجامش ندادیم . یك بار دیگه هم پشت صحنه اپرای فلوت سحرآمیز دوباره این عروسك هارودست گرفتم . ولی وسوسه عروسك نخی لحظه ای ازم جدا نبوده تا امروز ...        

اما اینا چه ربطی داره به رستم وسهراب ؟

    واقعیت اینه كه اینا روگفتم به دلیل اینكه بعداز تلاش های جسته گریخته ای كه شده این اولین كارمهم نمایش عروسكی  نخی در ایرانه و نفس انجام چنین كاری در ایران من رو خیلی خوشحال كرد . سری اول اجراها رو نتونستم ببینم تا سیزدهم دی ماه  . كار رو دیدم تلاش بچه هارو تحسین كردم وبه آقای غریب پور و گروه اجراش خسته نباشین گفتم واما بعد ...

ازهمون لحظه كه كار تموم شد بحث هاوصحبت ها در باره كارشروع شد . بین من وپروانه حاجی مراد ، محسن ایمانخانی ، مرجان احمدی و بنفشه بدیعی كه از اون ور آب ها نظراتش روداد . تا اینكه به صرافت افتادم نظراتم رو تو وبلاگ بذارم وحاصل این شد :

1)   واقعیت اینه كه اجرای این اپرا یك جرقه در حركت نمایش عروسكی در ایرانه . این جرقه اگه بزرگه واگه كوچیك ، اگه قوی واگه ضعیف واگه هرجوردیگه باز هم مثبته . حالا یه آتیشی روشن شده ، ما میتونیم هی همش از این آتیشه ایراد بگیریم ، میتونیم خودمون رو باهاش گرم كنیم ، میتونیم اونقده تو نوروحرارتش بشینیم تا خاموش بشه وخاكستر بشه ، میتونیم از این آتیش استفاده كنیم و باهاش آتیشای دیگه ای رو به پاكنیم و... باید دید كدوم بهتره .

2)   به نظر من این كار رو اگه بخوایم واقع بینانه نیگاه كنیم ؛ یعنی با توجه به ظرفیت های نمایش عروسكی در ایران ومخصوصا عروسك نخی ؛ كار خوبی بود ولی درنگاه مقایسه ای با آن چیزی كه باید باشد، متاسفانه ضعیف بود وهیچ تصویر قابل ارائه ای نداشت .وشاید بشه گفت دم دست ترین تصاویری بود كه می توانست ارائه بشود .

3)   از باب نگاه كارگردانی، زیباترین قسمت داستان رستم وسهراب كه همان قسمت رزم این دو پهلوانه به نمایش گذاشته نشده كه میتونیم ضعف مهم كاررو تو این قسمت بدونیم .البته این قسمت رو هم می تونیم به حساب عدم تبحر دوستان درعروسك گردانی چنین صحنه های پر تحركی بدونیم  كه گویا آقای غریب پور رو مجبور به استفاده از ترفندی كرده كه نشون دادن سایه های عروسك هاست تاخودشون . ولی این كارنمی تونه توجیهی بردیدن حداقل 5دقیقه تصویر یكنواخت وكسل كننده باشه .

4)   شاید اینكه موسیقی كار برای نمایش عروسكی نخی نبوده وقبل از شكل گیری كار ساخته واجراشده ، توجیه دیگه ای بركش دار بودن بعضی از صحنه ها مثل سوگواری تهمینه ورستم برمرگ سهراب باشه ، ولی نباید فراموش كرد كه این فقط یك توجیه می تونه باشه وبرای فرار از این معضل باید اندیشیده می شد. تماشاگر به مسائل پشت صحنه نمایش كاری نداره و فقط كار را می بینه این رواساتید عزیزمون من جمله آقای غریب پور به ما ها یاد دادن .     

5)   با توجه به اینكه اكثر دوستان اولین كار نمایش عروسكی نخی شونه، كارشان قابل قبوله ولی فقط با توجه به این نكته كه كار اولشونه.ولی اگه به عنوان مدارك تحصیلی اكثر بچه ها نگاه كنیم ،كارشناس هنرهای نمایشی هستند ،حركت عروسك ها خشن وخشك و مكانیكیه تا جاندار وزنده

            

  کنون رزم سهراب ورستم شنو

  دگرها شنیدستی این هم شنو

      دوست ندارم به سبك منتقدین بزرگوار كه فقط بدیها رو می گن واگه خیلی منصف باشن خوبیهارا هم ذكر می كنن این مطالب را بنویسم ، دوست دارم اگه استاد بزرگوارم و دوستای عزیزی كه تو این نمایش دست داشته ان وحتی كسانی كه نمایش رودیدن ، این مطالب را خوندن، منوبه بی انصافی یا غرض ورزی محكوم نكنن وراه حلی ارائه  داده باشم كه چی كار می شد كرد كه این كار بهتراز این می شد. باز قید می كنم این هارو می نویسم بخاطر این كه من این نمایش رو شروع و جرقه ای برای نمایش عروسكی نخی در ایران می دونم .

به عوض اینكه به دوستتان ماهی بدهید به او ماهیگیری یاد بدهید.

       برای اولین بار یك اكیپ كاملا حرفه ای در كشوراتریش عروسك های یه  نمایش ایرانی رو ساختن. خب خیلی خبر قشنگیه . بالاخره ما توایرانمون عروسك هایی رو خواهیم داشت كه از نظر مفصل بندی ، نخ بندی و... استاندارد هستن و كاملا كلاسیك . ولا بد واسه این كار باید هزینه زیادی هم پرداخت شده باشه. از طرف دیگه دوتا ازدوستای بسیار گرانقدر وبا ارزش ما برای مدت حدودا یك ماه از طرف این پروژه به كشور اتریش رفتن تا در كارگاه های آنجا شركت كنن وبا شیوه عروسك گردانی نخی بیشتر آشنا بشن وتواین پروژه به نوعی هدایتگر دیگر دوستان باشن . تا اینجای قضیه بسیار عالیه. بالاخره مسئولین امر با توجه به پیگیری های آقای غریب پور به این قضیه تن دادن و برای نمایش عروسكی یك كاری انجام دادن . واسه  این تلاش ها باید احسنت وآفرین گفت . حالا یه سوال، آیا نمی شد به عوض اینكه این هزینه پرداخت بشه  با هماهنگی یكی از دانشگاه ها یا حتی خود مركز هنرهای نمایشی یكی از این اساتید به ایران دعوت بشه تا با همكاری دانشجویان و دوستان عروسك ساز هم عروسك ها ساخته بشه . هم عروسك گردانی به اعضا گروه آموزش داده بشه ، هم ساخت این نوع عروسك ها آموزش داده بشه  وهم بعدا انتخاب عروسك گردان ازداخل این كلاس هابرای كارگردان راحت ترباشه . بهتر نبود ؟ 

     همه ماها می دونیم كه تبحردر گردوندن عروسك نخی به تمرین زیادی نیاز داره . این نمایش از زمانی كه عروسك ها به ایران رسیدن تازمان اجرا حدودا سه یه چهار ماه بیشتر تمرین نداشت كه  فكر می كنم این زمان برای یادگیری عروسك گردانی و تمرین نمایش زمان بسیار كمی باشه .اگه عجله وشتاب زدگی از كارگرفته می شد حتما نتیجه بهتری داشت  . حالا من كه نمی دونم چرا اینقده عجله بوده ولی فكرمی كنم شرایطی بوده كه اگه كار تو اون تاریخ اجرا نمی شده دیگه اصلا اجرا نمی شده ،برای رفع این معضل اگه چند تاعروسك تمرینی بچه ها تو خونه هاشون داشتن كه خارج از زمان تمرین هم با این عروسك ها انس والفت بیشتری پیدا می كردن، مطمئنا نتیجه بهتر از این می شد.  

واما سخن آخر :

با تشكر ازهمه تلاش های انجام شده از دوستانی كه تو این پروژه بودن خواهش می كنم قدر این موقعیت رو بدونن وسعی كنن تو این زمینه تبحرشون رو بیشتر كنن و انشاءالله این دوستان در آینده نمایشگران تخصصی عروسك های نخی باشن ونه خدای ناكرده پز دهندگان به این كار .

واما از آقای غریب پور هم خواهش می كنم با توجهی كه به نمایش عروسكی دارن وموقعیتی كه در حال حاضر در جامعه هنری بین المللی و ایران دارن ،اولا این روند رو ادامه بدن ودومابه درسهایی كه این شاگردشون پس داده یه عنایتی داشته باشن تا انشاءالله در پروژه های بعدی ماهیگیری رو یاد بگیریم نه از دیگران ماهی گرفتن رو .

     

 

 

 

 


نظرات()

جمعه 9 دی 1384

مبارکه مبارکه

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

به سلامتی ومیمنت باهزار سلام وصلوات یه خبر مهم رو به گوش اونایی که نشنیدن می رسونیم :

راه اندازی کارگاه تولید نمایش عروسکی

کارگاه تولید نمایش عروسکی زیر نظر مرکز هنرهای نمایشی و انجمن عروسکی خانه تئاتر راه اندازی می شود .

مطالب بالا عینا از صفحه آخر روزنامه جام جم چهارشنبه ۷/۱۰/۸۴ واستون نقل شد . هل بپاشین وگلاب که بدین مژده گر جان فشانم رواست .


نظرات()

یکشنبه 27 آذر 1384

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

عکس سمت راست عکس برناست همون عروسکی که یک سال با برنامه نوجوان شبکه دو مهمون نوجوون ها بود . عکس سمت چپ هم عروسک خاله پیرزن در نمایش کدو قلقله زنه . اگه میخواین نمونه کارهای دیگه ای از مارو ببینین باید یه زحمتی بکشین رو لینک های سمت چپی که می بینین کلیک کنین . خیلی ممنون

نظرات()

چهارشنبه 16 آذر 1384

واسه همه عروسک های دنیا

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

من یه دروغگو هستم اگه اون بذاره

من خیلی بدم اگه اون بذاره

من زود عصبانی می شم اگه اون بذاره

عروسکم رو می گم

چه قده اذیت میکنه مجبورم وقتی که نیست دروغ بگم


نظرات()

چهارشنبه 16 آذر 1384

چرایه نمایش عروسکی خوب واسه بچه هامون نیست ؟

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط: fojehpuppet

دوران فطرت نمایش عروسکی این روزها واین سالها تئاتر عروسکی بدجوری به خماری وخنسی افتاده . علتش هم اینه که اولا تئاتره دوما عروسکیه . خود تئاتر بودنش تومملکت ما ِبا توجه به اینکه درآمدزا نیست ِ یعنی سرشو بزاره وبمیره تا چه برسه به اینکه یه هزینه زیادی دیگه هم بابت ساخت عروسک بهش اضافه بشه . برای همین گویا ازمکانها و قراردادهای دولتی خبری نیست که نیست . البته یکی از این مکانها رو من میشناسم که اسمش مرکز تولید تئاتر وتئاتر عروسکی است ِ خوب به اسمش توجه کنین ِ مرکزتولید تئاتر وتئاتر عروسکی اسم قشنگیه مگه نه حالا کاری به این نداریم که چند وقتیه نه تنها کاری تولید نکرده که فقط یه سری کارهای تکراری قبلی خودش رو اجرا میکنه . البته لازم به ذکره که یک سری از یک سری کارهای قبلی خودش رو . ماکه چندسالیه نه تونستیم کاری واسه اونجا تهیه واجرا کنیم شما ها یه سری بزنین شاید تونستین .تالار هنر هم که حالش معلومه .چه گویم که نا گفتنش بهتر است . مرکز هنرهای نمایشی هم که تواین چند ساله تنها کاری که واسه نمایش عروسکی انجام داده همون جشنواره دوسالانه است که آقایون قول دادن از امسال سالانه اش کنند ولی به دلایل نامعلومی از قول وقرارهاییکه همه شاهدش بودن خبری نیست که نیست . تواین میون خودت باید گلیم خودت رو از آب بیرون بکشی . یعنی چی ؟ یعنی اینکه خودت واسه دل خودت ِ خوب توجه کنین ِفقط واسه دل خودت کار کنی یعنی نمایش عروسکی آماده اجرا کنی وبعدش بری به سراغ هفت خان رستم که در هرکدوم یه خوانی واسه بعضی ها پهنه از گرفتن سالن گرفته تا مجوز و...البته گرفتن مجوز و سالن به همین سادگی ها نیست واگه میخوای به اجرا برسی باید بدونی چیکار بکنی . خوب کسی که برای دلش کار میکنه پای لرزش هم لابد میشینه . حالا باز خانواده های محترم بپرسن چرا یه نمایش عروسکی خوب دیده نمیشه ؟ ¤

نظرات()